امسال بهترین پیش بینی رو واسه تابستونم داشتم! قبل از تابستون میگفتم، امسال تابستون چه کارایی که نمیکنم و دقیقا هم همین شد! تابستون اومد و چه کارها که نکردم!!؟؟ بهتر بگم هیچ کاری نکردم!!حتی همین وبلاگ نویسی ….
با چندتا آدم از نظر خودم بزرگ (البته بیشتر جثه ای!!)هم که حرف زدم از عقب افتادن کارهای روزانه و هفتگیشون وعوض شدن دغدغه هاشون میگفتند! منم با کلی دوزو کلک و وعده قاطی آدم بزرگا شدن وجدانم رو راضی کردم که منم دغدغه هام عوض شده و دارن به بخش خصوصی واگذار میشن! اما وقتی خبر از حذف این برنامه ها برای هدفهای خیلی بزرگ شنیدم و از اونجایی که من اصلا هدف ندارم، فهمیدم هنوزم کوچیکه آدم بزرگا هستیم!
واسه اینکه بازم کم نیارم رفتم سراغ تقویم؛ برای تدوین یک برنامه عالی برای این سی،چهل روزه باقی مونده. اما هنوز روز اول به دوم نرسیده چشمم افتاد به….(آخدا چاکرخواتیم!!)به ماهی که ما ایرانیای مسلمون تموم مشکلات و دردامون تو ناحیه انتهایی(!) پشت این ماه پنهون میکنیم! ماه برکت و گستردگی سفره و یکی از اعضای مهم بدن!
اینجا بود که فهمیدم واسه تابستون ما واقعا خوراک بچه ها یا شایدم بزرگترها رو لولو خورده!
راستی یه توصیه اخلاقی! غیر از ادامس که این مزدورها به زور کردن تو حلقمون و همه رو دائم الخمر کردن! نوشابه هم نخورید… نه واسه اینکه قند داره! واسه گاز کربن دی اکسید.. چون این همون گازیه که با فوت کردن غذا، غذا رو مکروه میکنه! و این مزدورا بازم به زور قیف میریزن تو حلق ما!!
سلام
چقدر جالبه
من هم یک سال منتظر این تابستون بودم اما حالا…
می بینم اومده و رفته و من همون جا که قبلا بودم ایستادم…
بزرگترین افسوس آدمی این است که حس کند می خواهد اما نمی تواند،و به یاد آورد زمانی را که می تئانست اما نخواست
فعلا
یا حق
سلام
اول از همه که اول
بعدشم که باید یه تانکر آب پشت سرت خالی کنیم که دفعه بعد زودتر بیای
این فراخ باسن شدنی هم که گفتی به خاطر این مزدورهای همیشه در صحنه ست
خدا لعنتشون کنه به حق این ماه عزیز (آیکون کوبیدن به سینه)
تابستون را باید خوش گذروند..کار و برنامه ریزی و .. باشه واسه باقی روزای سال..
بعد میگن چرا ا.ن اینجوری حرف میزنه .خب دقت نداری دیگه .مگه بنده خدا نگفت؟چند بار هم گفت..با صدای بلند هم گفت..بین کلی آدم هم گفت پس چرا باز لولو برده را لولو خورده مینویسی؟؟؟؟
اولا از اونجایی که من هیچ کاری نکردم پس خوش نگذروندم!
ثانیا اگه قرار باشه حرفی که من میزنم با حرفی که ایشون میزنه یکی باشه دیگه دور از جونم چه فرقی بین من و ایشون هست!
ثالثا لولو برده بعد نشسته خورده! تو همه داستانا همین بود هرکی یه چی میبرد بعد میشست میخورد!
مث همون یه مرغ نازی داشتم! خوب نگه اش…
از اینورا رد میشدم گفتم آمار نظرات وبلاگتو ببرم بالا
خوب نوشته بودي.
نگاه كردن به تقويم ايراني هميشه واسه آدم غافلگيري هايي داره!
ببین حمید جان ! من که راه حلشو بهت گفتم!
خودت نخواستی !
تازه هم پول توش بود هم 1 تجربه ی جدید بود!
ولی اگه بازم نظرت عوض شد کوله رو هنوز لولو نبرده!